سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

612

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)

خوانده و عقاب مولى در حقّش را نيكو و بجا تلقّى مىكنند و بنده از نظر عقلاء شخص مذموم و مورد ملامت مىباشد به‌طورىكه اگر در مقام اعتذار بگويد : مدّتى كه انجام فعل براى من ممكن بود آن را ترك كردم و نهى آقا شامل غير اين مدّت نمىشود تا ترك در حقّ من واجب باشد . از وى اين را قبول نكرده و مذمّت همچنان به حال خود باقى است چنانچه وجدان به آن شهادت مىدهد . تفصيل حاصل استدلال مرحوم مصنّف براى اثبات مدّعا و اينكه نهى دلالت بر استمرار دارد اينست كه : مطلوب در نهى منتفى نمودن ماهيّت فعل و حقيقت آن است و در محلّش مقرّر است كه انتفاء طبيعت و زوال ماهيّت به انعدام جميع افراد آن مىباشد فلذا براى حصول امتثال يعنى نفى طبيعت و ازاله ماهيّت بر مكلّف لازم است تمام افراد طولى و عرضى ماهيّت منهى را ترك نمايد چه آنكه اگر از بين تمام افراد كثير و متعدّد صرفا يكى را ايجاد كند ماهيّت معدوم نشده و در نتيجه امتثال تكليف نكرده است ازاين‌رو بر وى لازم است از زمان صدور نهى تا مادامىكه دليل مرخّص صادر نشده هر فردى از افراد ماهيّت را كه در خارج قابليّت وجود را دارد ايجاد نكرده و آن را ترك كند . و شاهد بر اين مدّعا اينست كه : اگر آقائى بنده‌اش را از انجام فعلى نهى كرد و بنده براى مدّتى آن را ترك و پس از آن به آوردن فعل مبادرت نمود اهل عرف و عقلا جملگى وى را مذمّت نموده و او را عاصى مىشمارند و هيچ عذرى از او پذيرفته نيست فلذا اگر در مقام اعتذار بگويد : براى مدّتى كه قادر بر انجام فعل بودم بخاطر نهى مولا آن را ترك